تبليغاتX
لاک تنهایی من

لاک تنهایی من
دلنوشته

 

تو این یه هفته دوتا کتاب دیگه خوندم وقت خودمو با کتاب خوندن دارم پر میکنم روزای پرمشغله رو دارم سپری میکنم و جالبیش اینه که تو این همه کار بازم خوندن کتاب بهم آرامش میده .

یه کتاب به اسم چرخ بازیگر از دانیل استیل خوندم بد نبود .

و کتاب دیگه ای که خوندم به اسم یازده دقیقه از پائولوکوئیلو بود که فوق العاده بود . جالبیش اینه که این کتابو سال ۱۳۸۷ از دوستم هدیه گرفته بودم و سال ۱۳۸۶ هم خودم این کتابو خریده بودم در اصل دوجلد از این کتاب دارم که داشت تو کتابام خاک میخورد که بالاخره تلسم شکست و خوندمش . کتاب نخونده زیاد دارم تو کتابخونم که با خودم قرار گذاشتم تا سال جدید همه رو بخونم و یه سری کتاب دیگه برای خودم بخرم .

یازده دقیقه کتاب خاصی بود از دید من و نظرم اینه که یه زن بیشتر این کتابو می پسنده . یکم فکرو به چالش می کشه بخاطر شرایط خاصی که قهرمان داستان باهاش روبه رو شده و مدام خودتو تو موقعیت قهرمان داستان میزاری که اگه من جای اون بودم چکار میکردم ایا تصمیم اون درست بوده یا نه ؟؟؟

بگذریم ....

این روزا دلم خیلی برای یه دوست قدیمی تنگ شده

 

گاه گاهی که دلم میگیرد

پیش خود میگویم

انکه جانم را سوخت

یاد می ارد از این بنده هنوز

****

سخت جانی را بین

که نمردم از هجر

مرگ صد بار به از بی تو بودن باشد

چون نمردم هستم

پیش چشمان تو شرمنده هنوز

 

 

[ چهارشنبه 5 بهمن1390 ] [ 14:42 ] [ عاشق دیروز ]
 

دیروز یه کتابی خوندم که خیلی منو تحت تاثیر خودش قرار داد و از دیروز تا حالا همش تو  حال و هوای داستان کتاب و شخصیتای اونم

رمان قشنگی بود که خیلی به دلم نشست به اسم برزخ اما بهشت

جالبیش این بود که تمام مدت دیروز این کتاب دستم بود و مدام می خوندمش اما دوست نداشتم کتاب تموم بشه این اولین کتابی بود که دوست نداشتم تموم بشه

من کم با رمان ارتباط برقرار می کنم اونم ایرانی اما این نمیدونم چی بود که زود خودشو تو دل من جا کرد من کتاب شازده کوچولو ، جاناتان مرغ دریایی و تمام کتابای یاستین گردرو دوست دارم و از خوندنشون لذت می برم اما این کتاب در حین سادگی به دلم نشست .

دلم نیومد در موردش چیزی ننویسم  به قول همکارام دارم سرانه کتابخوانی رو بالا می برم  

[ چهارشنبه 28 دی1390 ] [ 8:57 ] [ عاشق دیروز ]


 

مي خوام فلاني تو بگي تعبير فال من چيه؟
 
ديشب که روي بوم دل، مرغ دل ُصدازدم

سر دو راهي دلم، اسم تو رو صدا زدم
 

رفتم کنار پنجره تا فال حافظ بگيرم

براي مرهم دلم اومد که: بايد بميرم

اومد: فراموشت نشه! دلت اسير کس نشه !

يه وقت دلت رو نبره آخر سر جا بزاره
 

گفته بودم درِ دلُ به روي کس وا نکنم

براي هيچ دلي يه وقت، خودم رو رسوا نکنم
 

از اينکه عابري يه وقت قدم به قلبم بزاره

بعدِ يه مدتي بره فقط يه اسم جا بزاره
 

قفلي به روي دل زدم مثل تموم بي دلا

کتاب عشقُ خط زدم ورق ورق چه بي صدا
 

ديگه تو راه زندگي کسي دلم رو نديده

هر کي گذشته ها اومد صداي عشقُ نشنيده
 

جواب سلام هيچ کسُ با مهربوني ندادم

سلام گرم کسي رو با گرمي دل ندادم
 

ديشب دوباره ديدمت، بودي مثه گذشته ها

بازم ديدم تک گل سرخ، واشده زيرِ نامه ها
 

تا اومدم بازم برات از غصة دلم بگم

از مهربونيات بگم از خوبياي تو بگم
 

ديدم کنار پنجره يه فال حافظ مي گيرم

گفته بودم يه عادته که بي وجودش مي ميرم
 

اومد: فراموشت شده!؟ دلت اسير چي شده؟

اصلا بگو که اين روزها دل تو مالِ کي شده؟
 

قفل دل تو سنگي بود! اينُ خودت گفته بودی

يادت مي ياد گذشته رو؟ عشقُ ز دل رونده بودي
 

روي تمام ذهن من حک شده جاي يک سئوال

حک شده روي خاطرم تعبير زيباي يه فال
 

منتظرم خودت بگي مي خواي بري يا بموني؟

براي قلب عاشقم بگو تا آخر مي خوني؟
 

اول و اخرش بگو سلام هر شبت چيه؟

تو راه عشق و عاشقي طرف حساب تو کيه؟
 

هدف چيه ، طرف کيه جواب سلام تو چيه؟

نگي يه وقت تو قلب من پر از چيزهاي خاليه
 

نگي يه وقت، خيالي نسيت يه روز دل تو بشکنه

بگي که ارزشي نداشت دلم واست زياديه
 

تعبير تو هر چي که بود مي خوام صدايي بکنم

تو دستتُ بالا بگير مي خوام دعايي بکنم
 

هر جاي دنيا که مي ري مي خوام که باورت بشه

مي خوام بگم خدا جونم الهي که خوشبخت بشه

----------

سخت باران گرفته ام امشب

یک نفس تا پگاه می فهمی

 

 

[ یکشنبه 11 دی1390 ] [ 15:3 ] [ عاشق دیروز ]

 

بگو سرگرم چی بودی که اینقد ساکتو سردی

 خودت آرامشم بودی خودت دلواپسم کردی

 ته قلبت هنوز باید یه احساسی به من باشه

 چقد باید بمونم تا یکی مثل تو پیدا شه

 تو روز  و روزگار من بی تو روزای شادی نیست

 تو دنیایی منی اما به دنیا اعتمادی نیست

 

سلام ای ناله بارون

سلام ای چشمای گریون

سلام  روزهای تلخ

هنوزم دوسش دارم

سلام ای بغض تو سینه

سلام ای اه آیینه

سلام شب های دل کندن

هنوز هم ودستش دارم

 

نمیدونی تو این روزا چقد حالم پریشونه

دلم با رفتنت تنگو دلم با بودنت خونه

خرابه حال من بی تو نمیتونم که بهتر شم

تو دستای تو گل کردم بزار با گریه پرپر شم

 

یه بی نشونم تو این خزون

 منو از خودت بدون

 یه بی نشونم تو این خزون یه بیقرارم یه نیمه جون

 منو از خودت بدون

 

سلام ای ناله ی بارون

 سلام ای چشمای گریون

 سلام روزهای تلخ من هنوزم دوستش دارم

سلام ای بغض تو سینه

 سلام ای آه آیینه

سلام شب های دل کندن هنوز هم دوسش دارم

هنوزمممممممممممم دوسش دارم .......

 

[ یکشنبه 27 آذر1390 ] [ 14:43 ] [ عاشق دیروز ]

 

منو آتیش می زنی، می سوزونی، میدونم

کاش از اول می دونستم تو نباشی می میرم

 فکر اینکه دیگه نیستی و چشماتو نمی بینم

 بدجوری خوردم می کنه تو، که خودم نمی تونم

دیگه ندارمت تو رو، یه روزی گفتی که برو

 گفتی دوسم نداری، تنها گذاشتی این دل‏و

اگه می خوای بری، برو

 چرا خرابم می کنی

 اگه دوسم نداری

چرا انکار می کنی

 آخه چرا بی وفا تو که این جوری نبودی

 پیش خودم می دیدمت، تو این جوری نبودی

حالا که می بینی خراب و خسته و داغونم

 بدون اگه بری دیگه بدون تو نمی تونم

 بگو دلت تنگ شده

 چرا دلت سنگ شده

چرا می گی بدون تو

زندگی قشنگ شده

 

اگه می خوای بسوزونی، خب بسوزون اما برو

 اما بدون من اونیم که دوست داره خیلی تو رو

 

دیگه ندارمت تو رو، یه روزی گفتی که برو

 گفتی دوسم نداری، تنها گذاشتی این دلو

 اگه می خوای بری، برو

 چرا خرابم می کنی

 اگه دوسم نداری

 چرا انکار می کنی

 آخه چرا بی وفا تو که این جوری نبودی

 پیش خودم می دیدمت، تو این جوری نبودی

 حالا که می بینی خراب و خسته و داغونم

 بدون اگه بری دیگه بدون تو نمی تونم

 بگو دلت تنگ شده

چرا دلت سنگ شده ؟؟

 چرا می گی بدون تو

 زندگی قشنگ شده

 اگه می خوای بسوزونی، خب بسوزون اما برو

 اما بدون من اونیم که دوست داره خیلی تو رو

 آخه چرا بی وفا تو که این جوری نبودی

پیش خودم می دیدمت ، تو این جوری نبودی

  حالا که می بینی خراب و خسته و داغونم

 بدون اگه بری دیگه بدون تو نمی تونم

 بگو دلت تنگ شده

 چرا دلت سنگ شده

 چرا می گی بدون تو

 زندگی قشنگ شده

 اگه می خوای بسوزونی ،خب بسوزون اما برو

 اما بدون من اونیم که دوست داره خیلی تو رو

دوس داره

  خیلی تو رو

دوس داره

 خیلی تو رو

 ------------------------

نمیشه از حقیقت فرار کرد کاری که هر روز انجام میدم فرار از واقعیت زندگی واقعیتی که تو توش جریان داری و نبودنت که مدام منو ... بگذریم مثل همیشه که از خیلی حرفها گذشتیم و نگفته موند . سخته خیلی سخته که حتی نشه حرفای دلتو بنویسی نشه گفت پس این حرفا کی باید گفته شه کی؟؟؟ کجا ؟؟؟ خدایا شاکیم شاکیم از دستت که میدونی تو این چندسال ازت چی خواستم و هر روز دورترم کردی ، خدایا نفهمیدم حکمتش چی بود که هرچقدر من مشتاق تر شدم اون دورتر شد خدایا وقتشه دیگه وقتشه به جای رسیدم که دیگه وقتشه خودتو نشون بدی خدایا دیگه وقتشه که پا به زندگیم بزاری که اگه اینجا نیای همه چیزو زیر سوال می بری خدا دیگه وقتشه که بیای و با حضورت ارومم کنی خدایا بیا که خیلی داغونم خدایا بیا که این قسمت زندگیم خیلی به حضور تو نیاز داره

 

[ یکشنبه 29 آبان1390 ] [ 8:22 ] [ عاشق دیروز ]

 

زیر حرفام میزنم نشد فراموشت کنم

من بمیرم اگه خواستم ترک آغوشت کنم

زیر حرفام میزنم بدون تو بی طاقتم

این روزا خیلی کلافه ام از خودم ناراحتم

تو رو خدا به دل نگیر حرفامو باز بیا پیشم

تورو خدا نزار که من بیشتر ازین شرمنده شم

ازین که مال من بشی چشم تو خیلی ترسیده

جرئت عاشقی را باز به قلب عاشقم بده

زیر حرفام میزنم روی چشام میزارمت

اونهمه رنجیدی و اینهمه دوست دارمت

تو ازم دلگیری اما من دارم دق می کنم

سخته اما مطمئن باش تورو عاشق می کنم

******

نشد فراموشت کنم  

 

[ سه شنبه 17 آبان1390 ] [ 13:9 ] [ عاشق دیروز ]
 

 

اسمتو صدا زدم

 

وقتی که حتی اسم خودم یادم نیست...

 

 

 

[ یکشنبه 1 آبان1390 ] [ 10:59 ] [ عاشق دیروز ]

 

هیچ چیز نمی توانست مرا به اندازه دل سپردن به خیال تو زنده نگهدارد

آری من زنده بودم ولی با تو ...

من نفس می کشیدم ولی با تو ...

من درد می کشیدم ولیکن دور از تو ...

تو نمی دیدی ، تو نبودی و این غفلت تو برای من قابل گذشت نبود ...

خیلی دلم میخواست از تو بگذرم ولیکن گذشتن از تو مستلزم گذشتن از خودم بود و من هنوز به خود و قدرت خلق مجدد تو آنطور که لازمه هستی با عظمت و با شکوهت بود ایمان داشتم و اگر این ایمان در من میمرد منهم با آن مرده بودم و گاهی فکر میکردم این باور حتی پس از مرگ من نیز باقی می ماند .

و تو را اگر چه در گور هم خفته بودی به رستاخیز من میخواند ...

و آنگاه

تو

برای همیشه

و

همانگونه که حق مسلم من بودی به من می پیوستی

و

دیگر جدایی بین ما نبود ...

 

 

[ دوشنبه 28 شهریور1390 ] [ 9:53 ] [ عاشق دیروز ]

 

تو چشمات عشقو می خونم

 محاله مال من باشی

اسیر بی کسی نیستم

اگه تو فال من باشی

تو چشمات پر احساسه

تو حرفات پر از دل گرمی

داره می میره قلب من

 از این احساس دل تنگی

نمی خوام بی تو دنیا رو

میخوام دنیای من باشی

میخوام هر جا که رفتم تو

 همش دنبال من باشی

نمی خوام از تو دور تر شم

از این دور تر میمیرم

یه روز دستت تو دستم نیست

 همش دل شوره می گیرم

واسه دل کندن از چشمات

بهونه ایی نمی بینم

داری می ری از این خونه

ولی من پات می شینم

با چشمات مثل بارونم

 با دستات خیلی آرومم

بدون چشمای نازت

دیگه زنده نمی مونم

نمی خوام بی تو دنیا رو

می خوام دنیای من باشی

می خوام هر جا که رفتم تو

همش دنبال من باشی

نمی خوام از تو دورتر شم

 از این دور تر میمیرم

یه روز دستت تو دستم نیست

 همش دل شوره می گیرم

***

 فردا باید بیمارستان بستری شم برای عمل  اگه عمری بود برمی گردم اگرم نبود همه کسای که منو میشناسن حلال کنید   

 

[ چهارشنبه 12 مرداد1390 ] [ 11:30 ] [ عاشق دیروز ]

احساسی که به تو دارم یک حس فوق العاده است


من عاشق کسی شدم


که خیلی صاف و ساده است


.
.
.


این اولین باره دلم داره می گه آره دوست داره گرفتاره


بگو آره به بیچاره دوست داره با یه قلب تیکه پاره

 

احساسی که به تو دارم


به هیچکسی نداشتم،


من اسم این حال دل رو


عاشق شدن گذاشتم
.
.
.

احساسی که به تو دارم


یه حس عاشقانه است


این حس دوست داشتن تو


همیشه صادقانه است
.
.
.
احساسی که به تو دارم


خیلی واسم عجیبه


چه نازنینی من دارم ببین چقدر نجیبه

 

این اولین باره دلم داره می گه آره دوست داره گرفتاره


بگو آره به بیچاره دوست داره با یه قلب تیکه پاره

***

دوست دارم تا وقتی که هستم و نفس میکشم

 

[ یکشنبه 5 تیر1390 ] [ 14:33 ] [ عاشق دیروز ]

 

چند وقته که به اطرافم دقت می کنم می بینم که همه ادما شبیه تو شدن

شاید هم من همه رو شکل تو می بینم

نمی دونم چرا چشمام همه رو شبیه تو می بینه...

جالب نیست

که تمام دنیامو تو پر کردی

فقط تو

 

 

[ سه شنبه 31 خرداد1390 ] [ 15:0 ] [ عاشق دیروز ]

 

تو را با شیشه عشقم

میان مرمر قلبم تراشیدم

از آن پس هم

تو را چون بت پرستیدم

چرایش را نمی دانم ؟؟

 

****

نمیدونم حکمت این قضیه چیه که هنوز پرم از خیال تو  این روزا همش منتظر یه نشونم نشونه ای که از خدا خواستم تا بهم بگه اخر این همه انتظار چی میشه شبا قبل از خواب از خدا میخوام که فقط یه نشونه نشونم بده و صبح که بیدار میشم تا شب همش منتظرم که خبری بشه این روزا زندگیم شده یه داستان مهیج که پر از لحظه های درامه و حس دلتنگی و یک تصویر که مدام تو ذهنمه و یک صدا که منو صدا میکنه با اینکه الان شدیدا درگیر کار و دانشگاه و امتحانات هستم اما تمام این اتفاقات تو تمام مدت منو همراهی میکنه

یه تصویر

یه صدا

یه من

بی تو تنها

 

[ شنبه 28 خرداد1390 ] [ 14:30 ] [ عاشق دیروز ]

 

حالا دیگه یکی پیشم می مونه

هرچی بین منو تو میدونه

می دونه دلم از دست تو خونه

اینم میدونه هرچی بود تمومه

بهش بگین که من واسش چی بودم چی بودم

شب و روز خدا پیش کی بودم کی بودم کی بودم

بهش بگین نفهم پیش تو بودم تو بودم تو بودم

دروغ میگه خودش گذاشتو رفتش

یه باره دلمو شکستو رفتش

همه زندگیمو سوزوندو رفتش

به خاطر یه عشق دیگه رفتش

بهش بگین ازم کی خواست برم من برم من برم من

کی بود واسش میمرد آره منم من منم من منم من

بهش بگین هنوز دوسش دارم من دارم من دارم من

[ دوشنبه 23 خرداد1390 ] [ 12:0 ] [ عاشق دیروز ]

 

خدایا 

 کسی را که قسمت کس دیگریست

 سر راهمان قرار نده !

تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد 

 و

 روزهای خوشش برای دیگری

 

[ سه شنبه 17 خرداد1390 ] [ 16:3 ] [ عاشق دیروز ]

 

خدایا سرد این پایین از اون بالا اگه میشه نگاه کن

یه کاری کن اگه میشه فقط گاهی خودت قلبمو ها کن

خدایا سرد این دستام از اون بالا خودت ببین می لرزه

مگه حتی همه دنیا به این دوری به این سردی می ارزه

تمومش کن دیگه بسه شدم از زندگی خسته

یه زخمی دارم از دردش می سوزم و میخوام

میخوام بمیرم

یه زخمی دارم از دردش

هنوزم که هنوزه من میسوزم

خدایا من دارم میام

یه کم با من مدارا کن

شنیدم گرم آغوشت اگه میشه منم یه گوشه جا کن

میدونم گرم آغوشت

اگه می خوای منم یه گوشه جا کن

دیگه از دنیا بریدیم

دلامون خیلی گرفته

تو کجایی که ببینی

همه جا رو غم گرفته

 

[ یکشنبه 8 خرداد1390 ] [ 10:47 ] [ عاشق دیروز ]

 

پنجره باران خورده ات را باز کن

 

چند سطر پس از باران

 

چشمهایم را ببین که هوایت دیوان شان کرده

 

دلم برایت تنگ شده

-----------------

خودت میدونی امام رضا اگه ارومم چیزی نمیگم فقط به خاطر اینه که خودت همه چیزو جلوی پام گذاشتی وگرنه جای خالیش انقدر بزرگه که با هیچ بهانه ای پر نمیشه

[ چهارشنبه 4 خرداد1390 ] [ 14:10 ] [ عاشق دیروز ]

 

شنیدم داره تو قلبت یه نفر جامو میگیره

دیگه هیشکی نمیتونه ، جلو اشکامو بگیره

نیستی و دارم میسوزم ، گریه داره حال و روزم

نمیدونم چرا اما ، تو رو دوست دارم هنوزم

بعد از تو توی دلم ، نیمه شبام ، هیچی جز غم نیست

حسرتت موند به دلم ، واسه غمام ، هیچی مرحم نیست

با یادت امشب ، شدم دیوونه

بی تو غصه ام روی این شونه

دیگه نمیاد صدا ، توی این خونه

 

[ شنبه 24 اردیبهشت1390 ] [ 14:16 ] [ عاشق دیروز ]

 

تو را آرزو نخواهم کرد ، هیچ وقت !

 

تو را لحظه ای خواهم پذیرفت

 

که خود بیایی ،

 

با دل خود

 

نــــه با آرزوی مــــن ...

 

[ یکشنبه 18 اردیبهشت1390 ] [ 12:5 ] [ عاشق دیروز ]

 

وقتی تو رو دیدم کارگردان قلبم گفت :

 

نور ...

 

صدا ...

 

حرکت ...

 

و من

 

برای به دست آوردنت ، چه نقش ها که بازی نکردم ...

 

[ دوشنبه 12 اردیبهشت1390 ] [ 15:34 ] [ عاشق دیروز ]
 

تنها گرگها نیستند که لباس میش می پوشند

 

گاهی پرستوها هم لباس مرغ عشق بر تن می کنند ...

 

عاشق که شدی کوچ می کنند

 

[ سه شنبه 6 اردیبهشت1390 ] [ 12:8 ] [ عاشق دیروز ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

حرف را باید زد!

درد را باید گفت!

سخن از مهر من و جور تو نیست

سخن از متلاشی شدن دوستی است ......

و عبث بودن پندار سرور آور مهر

آشنایی با شور!

و جدایی با درد !

و نشستن در بهت و فراموشی

یا غرق غرور !!!